برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
وقتی چیز سنگینی رو بلند میکنم ریشهی موهام درد میگیره، درد معمولی هم نه! مثل اینکه بهشون برق وصل کرده باشند. وقتی میخندم و به قهقهه تبدیل میشه، کمرم درد میگیره، دقیقا حس میکنم که ماهیچههای بین دندهای ام درد میگیره، درد معمولی هم نه! از شدت درد نفسم بالا نمیاد. وقتهایی که عصبی ام، کل دست راستم درد میگیره، درد معمولی هم نه! درست مسیر عصبی که درد میکنه رو میتونم دنبال کنم.
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
طولانی شده است اما نوشتهام چگونه امروزم، این روزهای پرهیاهو، دقایق مغشوش و این حال دلگیر و دمکردهام، عطرآگین به عطر گلها و پر از ذرههای خیس و نامرئی شده است. :-)
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان
برچسب:
نویسنده: میلاد حیدریان